سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 8

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

اول - آنكه هرگاه مردم علمشان يكسان باشد و در عقائد اختلاف داشته باشند ، يا بايد بعقائد جميع آنها معتقد شد در اين صورت معتقد شدن بعقايدى كه نقيض و ضد يكديگرند لازم مىآيد و اين عقلا محال است ، و يا بايد فقط عقائد عده را پذيرفت در اين حالت اگر پذيرفتن عقائد آنها وجه رجحانى داشته باشد كه همان وجه رجحان دليل است و اگر وجه رجحان و برترى براى قبول عقائد آنها نباشد ترجيح بلا مرجح است ، يعنى بدون جهت چيزى را بر چيزى برترى دادن و اين نيز عقلا قبيح است . دوم - اينكه خداوند در قرآن از تقليد مذمت « 1 » و به نظر و استدلال تحريص و ترغيب « 2 » فرموده است . تحقيق در تقليد : ولى ظاهرا مراد از تقليد كه علماء در معرفت اصول دين جايز ندانسته و خداوند در قرآن مذمت فرموده است پذيرفتن قول كسى است از روى تعبد بدون اينكه يقين حاصل شود و الا براى عوام كه نوعا اصول دين خود را از تعليمات و بيانات علماء و متدينين فرا ميگيرند و چون كمال وثوق و اعتماد بقول آنها دارند و احتمال خلاف و كذب در امور ديانتى در حق آنها نميدهند لذا از قول آنها يقين پيدا ميكنند تا مادامىكه يقينشان باقى است همين مقدار كافى است و صدق ايمان مىكند و در صورتى كه بواسطه القاء شبهه از طرف معاندين و دشمنان دين يقين آنها زائل شد لازم است باهل خبره مراجعه نموده و از راه استدلال تحصيل يقين نمايند . و استدلال فاضل مقداد براى بطلان تقليد تمام نيست ، براى اينكه هرگاه از قول كسى يقين حاصل شود همين پيدا شدن يقين دليل و مرجح پذيرفتن قول اوست و نيز استدلال و نظر مقدمه حصول يقين است و هرگاه از طريق ديگر يقين حاصل شود نتيجه حاصل شده و تحصيل مقدمه لزومى ندارد و مذمت از تقليد در قرآن نظر باينست كه براى كفار يقين حاصل نميشد و فقط بمظنه و گمان اكتفا

--> ( 1 ) انا وجدنا آباءنا على امة و انا على آثارهم مقتدون سوره زخرف آيه 22 . ( 2 ) ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ سوره احقاف آيه 4 .